سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 75
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
براى اينكه دو شيء مغاير بعد از آنكه متحد شوند يا باز هر دو موجودند و يا هر دو معدوم ميشوند و يا يكى موجود و ديگرى معدوم ميگردد و در هيچ يك از اين سه قسم اتحاد متصور نيست ، بنابراين چيزى كه وقوع آن محال است چگونه ميتواند براى كسى اثبات نمود علاوه بر اينكه لازمه اين اتحاد جمع بين متناقضين است زيرا اگر يكى است دو تا نباشد و اگر دو تا است يكى نباشد و اگر هم يك است و هم دو ، جمع بين هست و نيست خواهد شد و محال بودن آن از بديهيّات اوليّه است . سوم از صفاى سلبيه اينست كه خداوند محل حوادث نيست : و مراد از اينكه خداوند محل حوادث نيست ، اينست كه محل عروض عوارض واقع نميشود ، مثل اينكه داراى صفت كمالى نباشد و بعدا بر ذات او عارض شود يا ترقى و تنزلى داشته باشد يا خواب و بيدارى و سهو و فراموشى و خوشى و دلتنگى و امثال اينها براى او پيش آيد . و دليل بر اين مطلب اينست كه اولا - اين امور كاشف از نقص است براى اينكه مثلا هرگاه صفتى از صفات كمال را دارا نباشد و بعدا براى او حاصل شود يا اينكه ارتفاع بعد از انحطاط ، و ترقى بعد از تنزل براى او روا باشد ، لازم آيد كه پيش از آن ناقص و فاقد مرتبهء از مراتب وجود باشد در صورتى كه خداوند كامل فوق الكمال است و نقص در ساحت قدس او راه ندارد . و ثانيا - لازمه اين امور انفعال ( تأثر از غير ) و احتياج است به جهت اينكه مثلا هرگاه داراى صفت علم نباشد و بعدا بر ذات وى عارض شود لازم آيد كه ذات او در تحصيل آن صفت محتاج به غير و منفعل و متأثّر از غير باشد و خداوند غنى بالذات است و منفعل و متأثّر از غير خود نيست . و اما معنى رضا و سخط و حب و بغض و رحمت و غضب و مانند اينها نسبت بواجب الوجود اينست كه با بندگان رفتار و معامله محبت و عداوت